تشکل‌ها؛ حلقه مفقوده میان جامعه و تصمیم‌گیری دولت

 مهران حسنی پژوهشگر و تحلیلگر سیاست‌های توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران در یاداشتی نوشت: در بسیاری از نظام‌های اداری، یک موضوع آرام و کم‌هزینه در ظاهر، اما پرهزینه در عمل وجود دارد: تصمیم‌گیری درباره جامعه، با حضور کم رنگ و یا بدون حضور جامعه در فرآیند تصمیم‌سازی.

این موضوع در حوزه‌هایی مانند صنعت، انرژی یا حمل‌ونقل نیز پیامدهای خود را دارد؛ اما در میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، مسئله بسیار پیچیده‌تر است. زیرا موضوع این سه حوزه، صرفاً ساختمان، سرمایه، تجهیزات یا تولید نیست؛ موضوع اصلی، انسان، حافظه، سبک زندگی، هویت، تجربه و زیست فرهنگی جامعه است.

به همین دلیل، نمی‌توان برای مردم نسخه توسعه نوشت و از خود مردم درباره آنچه قرار است توسعه یابد، پرسش نکرد.

اینجاست که تشکل‌های مردم‌نهاد اهمیت پیدا می‌کنند؛ نه به‌عنوان یک عنوان حقوقی در کنار ده‌ها عنوان اداری، بلکه به‌عنوان بخشی از سامانه تشخیص مسائل جامعه؛ سامانه‌ای که اگر درست طراحی و به رسمیت شناخته شود، می‌تواند فاصله میان «آنچه در اتاق‌های تصمیم‌گیری تصور می‌شود» و «آنچه در میدان واقعیت اتفاق می‌افتد» را کاهش دهد.

مسئله، کمبود تشکل نیست؛ مسئله، کمبود نقش مؤثر است

کشور از تشکل‌های مردم‌نهاد کم ندارد؛ آنچه کمتر دیده می‌شود، نقش واقعی و مؤثر آنها در چرخه سیاست‌گذاری است.

در بسیاری از موارد، تشکل زمانی دیده می‌شود که قرار است همایشی برگزار شود، بیانیه‌ای صادر شود، برنامه‌ای اجرا شود یا گزارشی از فعالیت‌های اجتماعی ارائه شود. در حالی که ارزش واقعی یک تشکل تخصصی، پیش از اجرا و حتی پیش از تصمیم‌گیری آشکار می‌شود؛ یعنی زمانی که هنوز می‌توان یک تصمیم نادرست را اصلاح کرد.

یک تشکل حرفه‌ای باید بتواند به دولت بگوید:این سیاست در میدان چه پیامدی خواهد داشت؛ این مقررات کدام گره را باز نمی‌کند؛ این تصمیم کدام گروه اجتماعی را نادیده گرفته است؛ کدام ظرفیت محلی هنوز دیده نشده؛ و چرا یک برنامه روی کاغذ موفق، ممکن است در عمل شکست بخورد. این همان نقطه‌ای است که تشکل از «صدای اعتراض» به ابزار هوشمندی حکمرانی تبدیل می‌شود.

میراث‌فرهنگی را نمی‌توان پشت دیوار اداره میراث حفاظت کرد

میراث‌فرهنگی در پرونده‌ها و فهرست‌های ثبتی خلاصه نمی‌شود. یک خانه تاریخی زمانی زنده است که جامعه پیرامون آن هنوز با آن رابطه داشته باشد؛ یک آیین زمانی ماندگار است که نسل جدید بتواند معنای آن را بفهمد؛ و یک مهارت سنتی زمانی حفظ می‌شود که صاحب آن بتواند از ادامه آن زندگی کند. بنابراین، حفاظت از میراث صرفاً یک مأموریت سازمانی نیست؛ یک پروژه اجتماعی است.

اگر جامعه محلی در تصمیم‌گیری درباره میراث خود سهمی نداشته باشد، حتی بهترین برنامه حفاظتی نیز ممکن است با بی‌تفاوتی، مقاومت یا فرسایش اجتماعی مواجه شود.

تشکل‌های تخصصی می‌توانند اینجا نقش «حسگر اجتماعی» را ایفا کنند؛ یعنی زودتر از ساختار اداری، تغییر نگرش جامعه، نارضایتی‌ها، تهدیدها و حتی فرصت‌های تازه را شناسایی کنند.

گردشگری؛ جایی که «مردم» بخشی از محصول هستند

گردشگر برای دیدن یک بنا یا منظره سفر می‌کند، اما آنچه تجربه او را کامل می‌کند، با مردم شکل می‌گیرد.

مهمان‌نوازی، فرهنگ عمومی، رفتار جامعه میزبان، خوراک، موسیقی، روایت‌های محلی، صنایع‌دستی، آیین‌ها و حتی شیوه تعامل مردم با گردشگر، بخشی از محصول گردشگری است. از این منظر، جامعه محلی نه حاشیه گردشگری، بلکه یکی از اجزای اصلی زنجیره ارزش آن است.

هر برنامه گردشگری که بدون شناخت ظرفیت تحمل اجتماعی، منافع جامعه میزبان و نگرانی‌های مردم محلی طراحی شود، ممکن است آمار ورود گردشگر را افزایش دهد اما الزاماً به توسعه گردشگری منجر نشود.

تشکل‌های مردم‌نهاد می‌توانند در اینجا نقش «مترجم میان سیاست و میدان» را بر عهده بگیرند؛ زبان سیاست‌گذار را برای جامعه قابل فهم کنند و زبان جامعه را به ادبیات قابل استفاده برای تصمیم‌گیر تبدیل کنند. در صنایع‌دستی؛ مسئله فقط فروش محصول نیست و نگاه صرفاً تولیدمحور کافی نیست.

اگر یک هنرمند نتواند مهارت خود را به درآمد تبدیل کند، استمرار آن مهارت در نسل بعد تضمین‌شده نیست. بنابراین، حفظ صنایع‌دستی بدون توجه به اقتصاد آن، شبیه حفاظت از یک واژه در فرهنگ لغت بدون توجه به کاربرد آن در زبان روزمره است. تشکل‌های تخصصی می‌توانند به جای توزیع مطالبات پراکنده، مسئله را به سیاست تبدیل کنند: چرا یک محصول بازار ندارد؟ کدام حلقه زنجیره ارزش ناقص است؟ گردشگری چگونه می‌تواند بازار صنایع‌دستی را توسعه دهد؟ چه مهارت‌هایی در آستانه فراموشی‌اند؟ چگونه نسل جوان را می‌توان بدون تحمیل الگوهای سنتی به این سوی بازگرداند؟

اینها پرسش‌هایی است که پاسخ آنها می‌تواند به اصلاح سیاست منجر شود. در 

تشکل خوب، بلندگوی بلندتر نیست؛ سنسور دقیق‌تری است

یکی از ضرورت‌های امروز، بازتعریف مفهوم تشکل مردم‌نهاد است. تشکل موفق لزوماً تشکلی نیست که صدای بلندتری داشته باشد یا بیشتر مطالبه کند. تشکل مؤثر تشکلی است که مسئله را دقیق‌تر ببیند، داده جمع کند، راه‌حل پیشنهاد دهد، میان ذی‌نفعان ارتباط برقرار کند و مسئولیت پیشنهاد خود را نیز بپذیرد.

از سوی دیگر، دولت نیز باید میان «نقد» و «مخالفت»، و میان «مطالبه» و «مزاحمت اداری» تفاوت قائل شود.

ممکن است یک تشکل تصمیمی را نقد کند، اما همین نقد اگر مبتنی بر تجربه، داده و شناخت میدان باشد، می‌تواند ارزشمندترین خدمت به تصمیم‌گیر باشد.

حکمرانی هوشمند، حکمرانی‌ای نیست که هیچ‌کس با تصمیم آن مخالفت نکند؛ حکمرانی‌ای است که پیش از اجرای تصمیم، امکان شنیدن نقد مؤثر را فراهم کند.

از «دعوت به جلسه» تا «دعوت به تصمیم»

شاید یکی از نشانه‌های واقعی تغییر رویکرد دولت نسبت به تشکل‌ها این باشد که تشکل‌ها فقط برای حضور در جلسه دعوت نشوند؛ بلکه برای حل مسئله دعوت شوند.

برای مثال، اگر قرار است درباره توسعه گردشگری یک منطقه تصمیم گرفته شود، نمایندگان جامعه محلی و تشکل‌های تخصصی باید پیش از نهایی‌شدن تصمیم، در فرآیند شناخت مسئله حضور داشته باشند.

اگر قرار است درباره احیای یک بنای تاریخی تصمیم‌گیری شود، تجربه کسانی که سال‌ها در کنار آن بنا زندگی کرده‌اند باید بخشی از اطلاعات تصمیم باشد.

اگر قرار است برای صنایع‌دستی برنامه حمایتی نوشته شود، صدای هنرمند نباید پس از تصویب برنامه شنیده شود.

این یعنی تغییر یک سؤال ساده:

از اینکه «تشکل‌ها چه می‌خواهند؟»

به اینکه:

«تشکل‌ها چه چیزی از میدان می‌دانند که ما برای تصمیم بهتر به آن نیاز داریم؟»

این تغییر سؤال، می‌تواند آغاز یک تغییر بزرگ در رابطه دولت و جامعه باشد.

تشکل‌ها نیز باید پوست‌اندازی کنند

البته مسئولیت فقط متوجه دولت نیست.

سازمان مردم نهادنیز اگر می‌خواهد در تصمیم‌سازی جایگاه واقعی پیدا کند، باید از تشکل‌داری سنتی عبور کند. تشکل حرفه‌ای باید دارای برنامه، دانش، شبکه کارشناسی، داده، شفافیت مالی و سازمان‌یافتگی باشد و بتواند میان نقد و ارائه راه‌حل تعادل برقرار کند.

مطالبه‌گری بدون راه‌حل، پس از مدتی فرسوده می‌شود؛ همان‌گونه که تصمیم‌گیری بدون شنیدن مطالبه اجتماعی نیز دیر یا زود با هزینه اصلاح مواجه خواهد شد. تشکل باید بتواند در کنار دولت مسئله را حل کند.

یک پیشنهاد عملی: «اتاق فکر میدان»

شاید یکی از راه‌های عبور از وضعیت موجود، ایجاد سازوکاری با عنوانی مانند «اتاق فکر میدان» در ساختارهای استانی میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی باشد؛ نه یک شورای تشریفاتی دیگر، بلکه یک شبکه مسئله‌محور از تشکل‌های تخصصی، دانشگاهیان، فعالان اقتصادی، جوامع محلی، هنرمندان و صاحب‌نظران.

وظیفه چنین سازوکاری، تولید مصوبه نیست؛ بلکه تولید تشخیص، هشدار، پیشنهاد و راه‌حل است.

هر مسئله مهم می‌تواند وارد این شبکه شود، از منظر میدان بررسی شود و نتیجه آن پیش از تصمیم نهایی در اختیار مدیران قرار گیرد.

اگر چنین سازوکاری درست طراحی شود، هزینه آن در برابر هزینه تصمیم‌های اشتباه بسیار ناچیز خواهد بود.

پایان سخن اینکه، تشکل هزینه نیست، سرمایه تصمیم‌گیری است

دولت برای اداره کشور به اقتدار قانونی نیاز دارد؛ اما اقتدار قانونی به تنهایی برای شناخت همه واقعیت‌های جامعه کافی نیست.

سازمان مردم نهاد می‌تواند آن بخش از واقعیت را به ساختار تصمیم‌گیری منتقل کند که در گزارش‌های اداری، آمارهای رسمی و جلسات سازمانی کمتر دیده می‌شود. در میراث‌فرهنگی، مردم حافظان بخش مهمی از حافظه تاریخی‌اند؛ در گردشگری، آنان بخشی از تجربه مقصدند؛ و در صنایع‌دستی، خودِ مردم خالق و حامل این میراث زنده‌اند.

پس مسئله این نیست که دولت «به تشکل‌ها فرصت فعالیت بدهد». نگاه دقیق‌تر آن است که دولت از ظرفیت تشکل‌ها برای بهتر دیدن، بهتر شنیدن و در نهایت بهتر تصمیم گرفتن استفاده کند.

و در سوی دیگر، تشکل‌ها نیز باید از مطالبه‌گری صرف عبور کنند و خود را به شریک دانا، مسئول و پاسخگو در فرآیند توسعه تبدیل سازند.

آینده این سه حوزه را نمی‌توان فقط در ساختمان‌های اداری، آیین‌نامه‌ها و ردیف‌های بودجه طراحی کرد. بخشی از آینده، در جامعه جریان دارد؛ در روستا، در کارگاه هنرمند، در بافت تاریخی، در ساحل، در خانه گردشگرپذیر و در میان مردمی که سال‌هاست بدون عنوان رسمی، میراث این سرزمین را حفظ کرده‌اند.

اگر سیاست‌گذار می‌خواهد آینده را درست ببیند، باید بخشی از صندلی تصمیم‌گیری را به کسانی اختصاص دهد که آینده را در میدان زندگی می‌کنند.

این شاید مهم‌ترین کارکرد واقعی تشکل‌های مردم‌نهاد باشد: نه جایگزینی دولت، نه تقابل با دولت؛ بلکه تبدیل تجربه جامعه به دانشی برای تصمیم بهتر.

انتهای پیام/

کد خبر 1405052401726
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha